امروز 1385/12/21 دوشنبه روز وداع
سر صف :
بعد از تلاوت قرآن مجید نوبت به شعار هفته و دعا رسید که هر دو آنها را یک نفر خواند بچه ها هم کم لطفی نکرده موقع شعار هفته هنوز تمام نشده با صدای بلند گفتند ((آمین)) وسط دعا هم همین جوری هفت و هشت باری گفتند ((آمین)) بعدش هم که آقای گالشی مشغول حرف زدن بود دوباره هم گفتند ((آمین)) خلاصه اعصاب گالشی را کفری کردند گالشی هم فقط زورش به اولی ها می رسید همه را نگه داشت بقیه را فرستاد بروند.
زنگ اول زبان (آقای حسینی)
همان اول کلاس به در خواست اینجانب هم از در دادن و هم از پرسیدن منصرف شدند.
زنگ دوم ورزش (منصوریان)
بعد از کمی دو مثلاً یک نر مش در عرض دو ثانیه انجام دادیم بعدش هم دست زدیم...
حال بشنوید از کلاس سوم تجربی : عربی (علیپور)
طبق یکی از خبر گزاری ها بین آقای علیپور و یکی از بچه های تجربی دعوا در گرفت آن وسط یکی گفت مشت اول هزار... علیپور خسیس هم مشت اول به دماغ این هم شاگردی زد او هم نامردی نکرده هنوز نخورده چک اول را زد طبق مصاحبه ای که با ایشان داشتیم مثل اینکه مشت را چک شنیده بوده بالاخره کلاس شلوغ بوده دیگه...
حال بیتی از انجانب: چون شاگرد خورد مشت معلم را زند سیلی رخ کلم را (کلم استعاره از علی پور-بیت آرایه موازنه دارد. بیت معادل : چو خوردی مشتی ز معلم بزن بر صورت شلغم.)
زنگ سوم تک زنگ اول آزمایشگاه (وداعی)
کل کلاس رفتند پایین بعد از مسخره بازی و شکستن چوب آقای وداعی گروه اول بالا آمدند در ضمن امتحان آزمایشگاه به 1385/12/28 منتقل شد.
تک زنگ دوم دین و زندگی (خواجه)
ورقه ها را تصحیح کرد ما هم حرف زدیم
بعد از زنگ خوردن مراسم وداع با شکوه هرچه بیشتر آغاز شد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 19:0  توسط علی
|
داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایارشا ایستادگی کنند اما گوژپشتی دروازههای شهر را به روی لشگر ایران باز میکند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند جلوی لشگر عظیم خشایارشا به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همین دفاع سه روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و همین آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست خشاريارشا در نبردهای بعدی. [...] گذشته از نکات تاريخی آزاردهندهترين قسمتهای 300، تصوير ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادی هستند مشابه وحشیها و موجودات نفرتانگيز ارباب حقهها يعنی «اورکها». کسانی که جز کشتن نمیدانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در رديف غولهای ابله داستانهای هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوشتيپ و فداکار زمينگير میشوند.
حتماً ادامه مطالب را بخونید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 10:3  توسط علی
|
امروز 1385/12/15 سه شنبه
زنگ اول تاریخ
تقریباً اتفاق خاصی نیافتاد.
زنگ دوم ادبیات
اول درس داده شد و بعد هم امتحان گرفته شد چه امتحانی!!!
زنگ سوم زبان فارسی
آقای افضلی (خدای سوتی . god of souty کمدین معروف ....)
با ورود این کمدین همه زدن زیر خنده بعد از اتمام درس قبلی شروع به تدریس درس شیرین طنز پردازی شد (1385/10/9 سعید این مسئله را به صورت کاملاً ملموس برای تمام دانش آموزان معرفی کرد.) به خاطر همین سعید طنزه... بله در کتاب ما مثال هایی از طنز آمده بود که مثل همیشه هنوز خوانده نشده همه زدند زیر خنده مخصوصاً که خود آقای افضلی طنز شده وسط درس وقتی همه را ساکت کرد گفت"یک روز یک ماکورونی (ماکارانی)..." همه زدند زیر خنده دمین سوتی باحال هم این طور اتفاق چون آخر کلاس ما خالی است افضلی رفت در آخرین صندلی نشست ناگهان چپه شد و به قول بچه ها 180 زد و بچه همه زدند زیر خنده حتی آنقدر سوتی بود که خودش هم خندید.
زنگ چهارم جبر احتمال
تقریباً اتفاق خاصی نیافتاد.
این هم عکس زیبای افضلی

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 22:9  توسط علی
|